شما اینجا هستید | 

روانشناسی طراحی دکوراسیون داخلی

315
2
5
روانشناسی طراحی دکوراسیون داخلی

روانشناسی طراحی داخلی زمینه‌ای مطالعاتی از «روانشناسی محیطی» است، که به وضعیت محیطی داخل ساختمان می‌پردازد. این رشته، مستقیماً رابطهٔ بین یک محیط داخلی و اثری که این محیط بر رفتار ساکنان آن می‌گذارد را بررسی می‌کند. در واقع، این مطالعات، با کمک توجه حداکثری به آثار مثبت رابطهٔ یاد شده صورت می‌پذیرند. از طریق روانشناسی طراحی داخلی، تلاش می‌شود تا عملکرد و اثربخشی فضا و سلامت روانی ساکنان آن بهبود یابد. مشاهیری همچون «والتر بنجامین»، «سیگموند فروید»، «جان بی کالهوند» و «جین بادریلارد»، نشان داده‌اند که با تلفیق این روانشناسی با طراحی داخلی، می‌توان اثر محیط و رابطهٔ آن با رفتار ساکنانش را تا حدودی کنترل کرد.
 

 

روانشناسی طراحی دکوراسیون داخلی

 


ازدحام و فضای شخصی

دانش «پروکزمیک»، مقدار فضایی را که افراد، وجودش را مابین خود و دیگران ضروری می‌دانند، بررسی می‌کند. در این رشتهٔ مطالعاتی، پدیدهٔ‌ «قلمروطلبی»، دائماً با توجه به آثار و شاخص‌های مختلف نشان داده می‌شود، که تفکر خودآگاه یا ناخودآگاه افراد را دربارهٔ فضای شخصی و قلمرو مورد نیاز (و شاید بتوان گفت مورد تصرف آنها ــ مترجم)، بازگو می‌کند. این پدیده به عنوان مثال، در استفاده از صندلی‌های عمومی خالی در اتوبوس یا متروی شلوغ دیده می‌شود: «ازدحام وقتی رخ می‌دهد که نظم‌پذیری تعامل اجتماعی ناموفق بوده، تمایل ما برای تعامل اجتماعی مطلوب، تحت تأثیر حجم بسیار زیاد رخدادهای آن قرار می‌گیرد.» مطالعاتی که روانشناسی و رفتارهای اجتماعی را بررسی می‌کنند، نشان داده‌اند که در چنین شرایطی، مردم چه در حالت ایستاده یا نشسته، به دنبال راهی برای افزایش فضای شخصی خود هستند. آزمایش شیمیایی آشکارکنندهٔ یکی از هورمون‌های مدیریت استرس در بدن، یعنی «کورتیزول» در بزاق مسافرانی که در شرایط نامبرده قرار داشتند نیز، بالا رفتن استرس را بین افراد سوار بر اتوبوس نشان داد، که با تمایل آنها برای برون رفت از شرایط ازدحام و تلاش‌شان برای افزایش دادن فضا یا قلمرو شخصی خود، مطابقت دارد.

 

روابط میان افراد

روابط میان مردم، رابطهٔ تنگاتنگی با پروکزمیک فضا در حیطهٔ‌ خصوصی افراد دارد. در کتاب «پرسپکتیو‌های فضای خصوصی»، «پی. بری‌یِرلی نیو وِل» از دپارتمان روانشناسی دانشگاه «وار ویک»، فضای خصوصی یا قلمرو خصوصی را به طور واضح، «وضعیت موقت و داوطلبانه‌ای از تمایل به جدا شدن از دامنهٔ اجتماع» تعریف می‌کند. تمایل برای حفظ حریم خصوصی، معمولاً به عنوان «رابطه‌ای بین تقلا و اضطراب» تعریف می‌شود. توانایی کسب قلمرو خصوصی در یک محیط مشخص، به افراد اجازه می‌دهد که خودشان را به طور فیزیکی و روانی از دیگران جدا و احساس آرامش کنند. این تفکر، از اهمیت کلیدی در شکل‌گیری رفتار و بهداشت روانی اشخاص برخوردار است. همانند سناریویی که دربارهٔ ازدحام و تراکم جمعیت در وسایل حمل و نقل عمومی به تصویر کشیده شد، جالب است که به خاطر داشته باشیم: حفظ حریم خصوصی، درک آرامش را در ارتباط با ازدحام و فضای شخصی تحت تأثیر قرار می‌دهد. عدم رضایت از محیط در اشخاص، می‌تواند به نزدیک بودن زیادی به دیگران مربوط بوده، منجر به تحمل فشار و افت کیفیت احوال و عملکرد رفتاری آنها گردد.

 

روانشناسی طراحی دکوراسیون داخلی

 

درک مفهوم فضا

این مفهوم می‌تواند به بیان دیگر، آگاهی میان ما و دیگر موجودات اطرافمان تعبیر شود. زیبایی دریافت شده و مشارکت ما در محیط اطراف، عواملی کلیدی هستند که درک ما از فضا را مشخص می‌کنند. چنان که «اُسگود»‌، «سوکی» و «تانِبام» در کتاب «اندازه‌گیری مفهوم» گفته‌اند، عواملی که ادراک فضا را تحت تأثیر قرار می‌دهند، عبارتند از: «بررسی»، شامل زیبایی‌شناسی و بررسی اثرگذاری و مفهوم نمادین فضا، «توان»، یا انرژی لازم برای سازگاری با محیط و «فعالیت»، یا پویایی محیط، که می‌تواند حتی شامل سرو صدا و کیفیت روابط انسانی واقع در محل مورد نظر نیز بشود.

 

سامانهٔ اشیا

«جین بادریلارد» در قسمتی از تز دکترای خویش چهار شیء را بدین ترتیب در محدودهٔ ارزش‌گذاری قرار می‌دهد: ۱ــ عملکرد: خودکار برای نوشتن استفاده می‌شود. ۲ــ ارزش اقتصادی یا معادل: یک پیانو معادل سه صندلی می‌ارزد. ۳ــ نمادسازی: یاقوت بنفش، نماد تولد در ماه فوریه است. ۴ــ علامت: برند یا پرستیژ یک شیء، بدون اینکه عملکردی برایش تعریف شده باشد، می‌تواند برای پیشنهاد طبقه یا ارزش اجتماعی به کار رود. در این روش، اشیا و روابط انسانی با اشیا در محیط داخلی، معنای روانشناسی و اثر مهم دارند. «ام. اِی. ویلسون» و «اِن. ای. مکِنزی» در «ویژگی‌های اجتماعی بر پایهٔ محیط‌های داخلی غالب» مطرح می‌کنند که: «تعامل انسان‌ها با محیط، با معانیی که آنها برای اشیا قائل و محیط هستند، تعیین می‌شود و این تعامل و معانی، بر اثر انتظارات بر رفتار در یک محیط داخلی مشخص تأکید می‌کند». مطالعهٔ آنها موضوع را بهتر مشخص می‌کند؛ بدین ترتیب که: اشیا و روشی که ما آنها را طبقه‌بندی می‌کنیم، به نوبهٔ خود، به ما اجازه می‌دهد ویژگی‌های اجتماعی مالک آنها را در ارتباط با سن و سطح اجتماعی، بر اساس سامانهٔ ارزش‌گذاری اشیا طبقه‌بندی کنیم. این نشان می‌دهد که روابط ما با اشیا، نه تنها رفتار ما را با توجه به استفاده‌ای که از اشیا بر اساس عملکرد آنها می‌کنیم، تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه این را هم که از دیدگاه دیگران چگونه به نظر می‌رسیم، مشخص می‌کند. بدین ترتیب، رابطهٔ محوری بین روابط ما با اشیا و روانشناسی ما مشخص می‌شود.

 

روابط فضا ــ زمان

«چارلز رایس» به تفکر «والتر بنجامین» در کتاب «ظهور فضاهای داخلی» در زمینهٔ مطالعات داخلی‌سازی و تجربه اشاره می‌کند. او اعلام می‌کند که تجربیات جوامع مدرن و تند ریتم ما، آنی هستند و به این واسطه، ما تجربیات طولانی مدت، مانند ارتباط با سنت و فراهم شدن هوش جمعی با گذشت زمان را از دست می‌دهیم؛ اگرچه ما ممکن است رابطه‌ای مادی را با چیدن اشیای غیر متحرک در محیط داخلی‌مان ایجاد کنیم. چیدن اشیا در محیط داخلی، امروزه اکثراً چیز زیادی راجع به تاریخ، گذشته و سیر تحول انسان‌ها، معنویات و انسانیت، تداعی نمی‌کند؛ لذا زیستن در محیط‌های داخلی مدرن، احساس عمیقی، مثلاً مانند آنچه در بازدید از موزه‌ها یا اماکن تاریخی برای انسان ایجاد می‌شود، به دست نمی‌دهد. دغدغهٔ عده‌ای از متفکران این حوزه، این است که ارتباط انسان با امور معنوی و انسانی، با توجه به این که امروزه وقت بیشتری را در خانه و محیط‌های داخلی می‌گذرانیم، به مرور دچار افول گردد. البته هر کسی در انتخاب دکور محیط داخلی خانه‌ و محل زندگی خود آزاد است؛ اما اطلاعاتی که در شکل‌گیری کیفیت احساس کلی ما از زندگی در محیط خانه و محل کارمان مؤثر هستند، می‌بایست در اختیار مردم گذارده شود، تا دست کم دربارهٔ تأثیری که طراحی داخلی می‌تواند بر احساس روزانه و روند شکل‌گیری تفکر ما و فرزندانمان بگذارند فکر کنیم.