شما اینجا هستید | 

چگونه طراحی کنیم 1

236
2
0
چگونه طراحی کنیم

_ پاسخ دادن به سوال اینکه چگونه طراحی کنیم نیاز بسیاری از دانشجویان و همچنین دانش اموزان رشته  طراحی و گرافیک است.به نظرم این پرسش از اساس اشتباه بوده و نمیتوان جواب دقیقی به آن داد، چرا که برای خلق آنچه که به عنوان یک اثر هنری نزد همگان شناخته شده است باید یک سری اصول و یا طریقه کارکردن با ابزارهای مربوط به آن،نظیر نرم افزار ها را یاد گرفت؛اما این پرسش که حال با وجود یادگیری این ابزارها و اصول هنر چگونه طراحی کنیم،واقعا یک پرسش نابه جاست.

_ هنر به رابطه فرد با درون خود بستگی دارد وعلاوه برآن طرز تفکر و جهان بینی فرد نیز بر خلق اثر هنری او تاثیر میگذارد.اگر بخواهم مغرورانه ترین جمله زندگی ام را بیان کنم آن جمله اینست که هرکسی میتواند خط بکشد و حتی با تمرین زیاد حتما میتواند خطهای بسیار بهتری بکشد ولی این لزوم طراح بودن فرد نیست و نمیتوان گفت فرد معمار یا طراح است.چیزی که در جامعه امروز بسیاری را به اشتباه انداخته و سبب شکل گیری این هرج و مرج در نظام هنری چه معماری و یا هنر های دیگر نظیر موسیقی هم شده.اگر بخواهم شفاف تر بیان کنم،هرکسی میتواند ماشین را به حرکت درآورد و یا حتی گواهینامه هم داشته باشد، اما این دلیل خوبی برای راننده بودن آن فرد نیست.

_ معماری از نظر من یک رشته میان رشته ایست که فرد پس از یادگیری اصول اولیه طراحی (با احتراز قانونی که در بالا گفته شد) باید بداند که چطور از همه جهان بینی و ارزش هایی که در دردون خود او استوار است و از آنها شناخت کافی دارد و از سایر علوم موجود در اطراف خود نظیر فلسفه،منطق،پزشکی،موسیقی و الی آخر اگاهی کافی دارد دست به قلم شده و ایده خود را پیاده کند.

 

3

 

_ استادان زیادی در اطراف شما وجود دارند، ولی مدرک  بالا و یا تعداد کتب و مقاله های منتشر شده از آنها نیز دلیل بر طراح بودن و یا به طور کلی معمار بودن آنها نیست و به راحتی گول حرفشان را نخورید.

_ طراحی اولیه باید بر اساس نوع نگرش شما به آن قضیه باشد و به صورت کلی دعواهای فرم گرایی و عملکرد گرایی همه پوچ هستند.این دو موضوع کاملا در کنار یکدیگر قرار میگیرند و نمیشود از یکی به دیگری رسید،چراکه هرچه سعی کنید باز هم به بخشی خواهید رسید که این دو کاملا به هم مرتبط نباشند و در ساختار یک بنا مشکل ایجاد کند.شما یک فرد با ساختار ارزشی متفاوت از دیگران هستید که نوع تفکر شما راجب یک بحث با دیگری متفاوت است و نحوه تبدیل این تفکر که میتواند از هرچیزی رنگ گرفته باشد باعث شکل گیری طرح ها و ایده های مختلف میشود.به طور کلی از کنار هیچ امری ساده نباید گذشت و باید به صورت جدی به آن فکر کرد،میخواهد اب خوردن باشد یا افتادن یک سیب از درخت.

_ شما باید دارای چشمان تیزی باشید و همه ی اطراف خود را با ریز ترین جزییات برانداز کنید چراکه این امر کمک شایانی به ایده پروری شما میکند.برای مثال شما میتوانید از طریقه کنجکاوی و یا نحوه بازی کردن بچه ها،ایده فوق العاده ای برای خلق یک بنای هنری به جهت استفاده برای مدرسه در ذهن بپرورید که این از خصوصیات معماری است.یعنی معماری با کوچکترین افکار و رفتار ما در ارتباط بوده و از زندگی ما جدا نیست.

 

4

 

_ فکر خود را درگیر موضوعی که باید راجبش  طراحی کنید مشغول نکنید و ذهن خود را ازاد بگذارید،به زودی ایده ها روانه خواهند شده.

_ از ارامش و یا نا آرامی های خود راحت عبور نکنید و روی آنها تمرکز کنید.این امر شما را به شناخت بیشتر از خودتان و در نهایت خلق یک اثر بی بدیل کمک میکند.

_ هرگز از هیچ اثر هنری دیگری کپی برداری نکنید،چرا که استفاده از آن به معنی عدم هویت کار شماست و ذهن شما را به پروراندن ایده،تنبل میکند.

_ علم و هنر معماری بسیار پیچیده بوده و برای تعریف کردن آن به چهار خط به عنوان پلان باید کاملا غیر منطقی باشید.تاثیرات معماری بر افراد گاه سبب رشد روحی و گاه سبب تنزل آ« میشود و این موضوع در جهان امروز اثبات شده است.

_ در بناهای پیشین تفکر کنید و از هیچ خط موجود در آن ساده نگذرید،چرا که یک اثر معماری کتابیست که طی چندین سال خوانده میشود و نمیتوان در مورد معمار و بنایی که خلق کرده پیش داوری کرد

_ ذهن خود را با مفاهیمی پر کنید که از کارایی آنها در روند طراحی خود اطمینان داشته باشید و در هر امری سعی کنید به منظور اصلی که مد نظر هنرمند اثر است دست پیدا کنید؛هر اثر هنری بیان گر جهان بینی تازه است که ممکن نیست شما با آن روبرو شده باشید.

_ در علم معماری،اثر خود را هرگز با دیگران مقایسه نکنید ، چرا که ممکن است جهان بینی و شناخت دوستانتان از خود به پیچیدگی شما نباشد و با مقایسه شما نمیتوانید از روند طراحی خود و آن موضوعی که شما برای طراحی یک اثر مورد توجه قرار دادید اطمینان حاصل کنید و از این گذشته مقایسه اشتباه است.

_ حواستان باشد که وظیفه اصلی یک هنرمند ایجاد یک رابطه عمیق و انتقال یک سری مفاهیم معنوی که بستگی به ارزش های درونی آن هنرمند در زندگی خود میباشد به نظاره گر آن اثر میباشد و سعی نکنید با خلق یک بستر پیچیده در کارتان آن فرد را هیجان زده کنید،اگر اینکار صرفا برای ایجاد هیجان در بیننده اثر باشد باعث عدم توجه بیننده به آن مطلب مهمی که شما سعی کردید در اثر خود به آن بپردازید شود و اینجا شما وظیفه اصلی خود را انجام نداده اید؛چرا که آن فرد از رفتن به سیرک هم میتواند هیجان کافی را دریافت کند.

آنچه در بالا گفته شد،موضوعاتی  مهم بوده و پرداختن به همه ی آنها کار شما را ارزشمند میکند،در واقع این مفاهیم  که از اصلی ترین مباحث هستند در دانشگاه ها بیان نمیشوند و استادان و دانشجویان بیشتد دنبال فرم ها ی عجیب و پرزانته زیبا برای یک اثر فاقد ارزش به گونه ای که در بالا گفته شد میپردازند

 

نگارنده:علی اکبر گلناری

.

_