شما اینجا هستید | 

هویت معماری سنتی گیلان درحال فراموشی

156
0
0
امروزه دیگر معماری بومی و سنتی در این منطقه دیده نمی شود در عوض ساختمانهای با سازه فلزی یا بتنی، پوشش آجری و سقف های شیبدار با فرمهای به اصطلاح هنرمندانه با پیروی کورکورانه از معماری بیگانگان و تفکیک فضاهای داخلی تنها با هدف پاسخ به نیازسرپناه خانواده، جایگزین ویژگی های پیشین بناها گشته اند.
 
این عوامل موجب از دست دادن هویت معماری بومی منطبق با محیط شده اند که یکی از پیامهای اصلی شیوه جدید معماری، بالا بودن هزینه ساخت و افزایش استفاده از انرژیهای غیر قابل تجدید و یا فسیلی با هدف گرمایش و سرمایش است که دلیل اصلی آن عدم استفاده از مصالح بومی است.
 
 
هویت معماری سنتی گیلان درحال فراموشی
 
توپولوژی مسکن در این سرزمین، همگام با عوامل فرهنگی و اجتماعی هویت، معماری این خطه را شکل داده است، هویتی که علی رغم شباهت های اقلیمی گیلان با سایر مناطق در جهان منحصر به فرد بوده است.
 
متداول ترین نوع ساختمان سنتی در گیلان به نام " گالی پوش خانه " معروف است
 
فراهم کردن شرایط آسایش در این منطقه پر باران و مرطوب، از جمله معضلاتی بوده که ساختمان های سنتی توانسته پاسخگوی آن باشد، متداول ترین نوع ساختمان سنتی در این منطقه به نام " گالی پوش خانه " معروف است که بام آن با پوشش گالی است و دارای کرسی چینی چوبی در زیر ساختمان است.
 
خانه های که در این جلگه ساخته شده اند همچون درختان مرتفعی که آنها را احاطه می کنند، غالبا تابع یک طرح قایم چند طبقه ای است، بهترین فضای خانه نیز درست زیر بام جای دارد.
 
این برداشت اهالی از فضای خانگی مرتفع با طرح قالبی در ساختمان های مسکونی مناطق مرکزی ایران به کار می رود، تباین دارد؛ زیرا در ایران مرکزی اتاق ها به صورت افقی در اطراف حیاط مرکزی ساخته می شوند.
 
هویت معماری سنتی گیلان درحال فراموشی
 
مسکن سازی در این منطقه به موازات اشغال تدریجی جنگل و به صورت پراکنده صورت گرفته است.
 
در ایران مرکزی تمرکز آبادی ها می توانست جوابگوی دفاع دسته جمعی در برابر حملات قبایل کوچ شین باشد؛ بنابراین چنین تهدیدی هرگز متوجه ساکنان حاشیه دریای خزر نبوده است در عوض ضرورت ناشی از حفاظت برنجزارها از گزند حیوانات و نیز تعدد عملیات ضروری برای فعالیتهای حساس برنجکاری و دشواری تردد در راه های تنگ و باریک، که غالبا به لجن زار تبدیل می شود، ضرورت استقرار خانه های روستایی را در جوار مزارع ایجاب می کند.
 
برخلاف معماری بومی کویر که بیشتر از خشت و آجر بنا شده است، معماری این منطقه از چوب و الیاف گیاهی به صورت عمده بهره برداری کرده است، جنگل های انبوه در کنار مزارع برنج از مهمترین منابع تامین مصالح ساختمانی منطقه هستند.
 
نی "لی" و ساقه های برنج عناصر اصلی تشکیل دهنده پوشش سقف ها هستند، سقف های که به دلیل شدت و تداوم بارندگی همیشه به صورت دو یا چهار شیبه ساخته می شوند.
 
در برخی از نقاط گیلان که امکان استفاده از سفال موجود است پوششی از سفال بر روی زیر سازی از نی و توفال وظیفه جمع آوری آب باران از بام و هدایت آن به آبروها و ناودان ها را به عهده دارد، استفاده از تخته های پهن نیز در مناطق جنگلی گیلان برای پوشش سقف و جلوگیری از نفوذ باران مرسوم است، سقف شیبدار بر روی سازه ای چوبی قرار دارد.
 
فاصله کم ستون ها از یکدیگر و استفاده از سازه چوبی به صورت تیر و ستون تناسبات ویژه ای به معماری می بخشد که در نما و پلان به خوبی خود را آشکار می کند، اشکال ساده سقف شیبدار از بوجود آمدن کنج های برفگیر جلوگیری کرده و مانع نفوذ آب حاصل از ذوب برف به داخل بنا می شود.
 
بعلاوه برای جلوگیری از نفوذ باران به داخل ساختمان توسط باد معمولا سقف شیبدار تا نزدیکی کف زمین در یک یا دو جناح ساختمان که رو به باد قرار دارند ادامه می یابد و معمولا پنجره ای از این دو جناح باز نمی شود.
 
هویت معماری سنتی گیلان درحال فراموشی
 
فضای خالی بین بدنه اصلی بنا و امتداد سقف که "فاکون" گفته می شود؛ محل مناسبی برای انبار کردن و یا پخت غذا است، گونه برخورد دیگر که بیشتر در خانه های شهری دیده می شود، استقرار بالکن دورتا دور بنا است، این بالکن علاوه بر آنکه دسترسی اتاق ها به یکدیگر را تامین می کند، مانع از رسیدن باران به بدنه بنا می شود.
پوشش های شبیدار از ویژگی های مهم نمای خانه های گیلانی است
 
 پوشش های شبیدار در شکل های گوناگون و مصالح مختلف، از ویژگی های مهم نمای خانه های گیلانی است، در برخی نقاط گیلان مانند اطراف لاهیجان، شیب این پوشش ها خیلی زیاد و در بعضی از نقاط مانند اطراف فومن این شیب کمتر است.
 
رنگ قهوه ای آن همراه با قرار گیری دسته های گالی و کولش، سطح زیبایی را شکل می دهد و خانه گیلانی را با محل خود مانوس می کند، متاسفانه با استفاده از مصالح جدید (مانند حلبی) این هماهنگی با طبیعت کاملا دستخوش تغییر شده است.
 
در مناطق روستایی محیط سرسبز و پر از گیاه و درخت اجازه حصار بندی معین و مشخصی را به ساکنان نمی دهد. محدوده های گیاهی، درختان و انهار در مقایسه با دیوارهای بلند و بسته معماری کویری تضاد چشمگیری دارد و این ویژگی در زمینه مردم شناختی و روانشناختی منطقه‌ ای جای و مکان ویژه ای دارد.
 
دروازه های گیاهی معمولا باز و استقبال کننده میهمان دائمی است و این گشایش فضای سبز در خلق و خوی مردم محل کاملا مشاهده می شود، مردمان این منطقه آدمهای آرام، خوشخو، انسان دوست و میهمان نواز هستند. 
 
یک کارشناس ارشد معماری در این ارتباط گفت: مساکن سنتی روستایی در گیلان با ظاهر متفاوت خود اقتباسی ساده از طبیعت و جغرافیای منطقه بوده و پاسخگوی نیازهای اساسی مردمانی است که فعالیت های اقتصادی و فرهنگ زیستی آنان متفاوت با دیگر نقاط ایران است.
 
 موقعیت اقلیمی گیلان شرایطی را فراهم کرده که گونه های مختلف فرهنگ معماری با توجه به میکروکلیمای هر منطقه را بوجود آورده است.
 
سازگاری مناسب، اقتصادی بودن و سایر موارد از جمله پارامترهای است که معماری سنتی متناسب با اقلیم هر منطقه را توجیه می کند.
 
معماری سنتی روستایی گیلان بر مبنای نیازها و هماهنگ با عوامل محیطی پدید آمده است
 
 معماری سنتی روستایی گیلان با غنای فرم، برتجربه گرانبهای گذشتگان تکیه داشته و بر مبنای نیازها و هماهنگ با عوامل محیطی ( اکولوژیک ) پدید آمده است.
 
 
در چگونگی معماری گیلان، عوامل آب و هوایی همچون باران مداوم، وزش بادها، طبیعت چهارگانه ( جلگه، میان بند، کوهستان و نواحی خشک ) و منابع طبیعی موجود دردسترس نقش اساسی دارد، متعلقات خانه ها مانند تلمبار، کندوج و غیره بطورمستقیم در ارتباط با کار کشاورزی است.
 
با توجه به این عوامل در خانه های روستایی گیلان ازلحاظ نوع معماری و مصالح بکار رفته گوناگونی فراوانی دیده می شود، استفاده از گالی یا کولش نیز تنها محدود به پوششی برای سقف شیبدارنیست، ریسمان تابیده شده از کولش که به " وریس " معروف است، گاهی نقش سازه ای دارد این در حالیکه وریس بیشتر در محل اتصال دو عضو چوبی کاربرد زیادی داشته است.
 
 
 
رنگ غالب یک بنای بومی غالبا در هارمونی کامل با محیط اطراف است. چوب نیز نقش سازه ای مهمی را در سازه های بومی گیلان دارد، در برش زیر نفوذ و رسوخ عوامل طبیعت که در نقش های مختلف چه در نقش سازه ای و چه در نقش تزئینی خود نمایی می کند، به تصویر کشیده شده است.
 
به هر حال معماری بومی درگیلان از نمونه های خاصی است که در آن  معماری از مرکز بنا خارج شده و به حاشیه می پردازد و به همان گونه نیز به چگونگی قرارگیری آن محدوده توجه بیشتری می شود و می توان گفت که این بناها دارای دو تصویر کاملا متفاوت هستند و این جنبه شاید مهمترین وجه تمایز معماری گیلان با سایر مناطق ایران باشد.